میسوفونیا چیست؟

میسوفونیا چیست؟

• میسوفونیا که گاهی آن را ۴S می‌نامند (Syndrome Selective Sound Sensitivity یا سندروم حساسیت صدایی انتخابی)، شرایط ناتوان‌کننده‌ای است که در آن صداهای خاص / محرک‌های بصری تکرارشونده خشم بسیار زیاد و یا نفرت را برمی‌انگیزد.
• این صداها معمولا شامل صداهای دهانی مانند جویدن یا خوردن و آشامیدن با سروصداست، اما صداها از فردی به فرد دیگر متفاوت است، و این فهرست ظاهرا با گذشت زمان طولانی‌تر و متنوع‌تر می‌شود.
• اندوه روانی که مبتلایان به این بیماری احساس می‌کنند غیرقابل تحمل بوده، ممکن است به احساس شدید گناه، انزوا، افسردگی و حتی ایدۀ خودکشی بیانجامد. انتخاب آیندۀ شغلی نیز برای مبتلایان به این بیماری به دلیل محیط‌های محرک محدود است.
• شروع میسوفونیا معمولا قبل از بلوغ جنسی بوده و بین سن ۸ تا ۱۲ سالگی اتفاق می‌افتد. تحریک اولیه اغلب توسط یک عضو نزدیک خانواده صورت می‌گیرد.
• ظاهرا مولفۀ ژنتیکی در میسوفونیا وجود دارد؛ اغلب می‌توان این مسئله را تا یک نسل قبل ردیابی کرد و داده‌ها در رابطه با شیوع آن در دوقلوها و تجدید دیدار فرزندخوانده‌ها قابل توجه است.
• مبتلایان اغلب احساس می‌کنند که در این شرایط تنها هستند و ممکن است فکر کنند دیوانه شده‌اند. احساس خجالت اغلب بر میل به صحبت درباره بیماری غلبه می کند.
• در تلاش برای غلبه بر میسوفونیا، استراتژی‌های بسیاری مانند گوش‌گیر، خوردن در تنهایی، ژنراتور تولید نویز سفید، داروهای تجویزی، مواد مخدر / الکل / خوددرمانی، هیپنوتیزم، CBT و درمان‌های دیگر مورد آزمایش قرار گرفته که موفقیت بسیار کمی داشته یا اصلا موفق نبوده‌اند.
• میسوفونیا اغلب با هیپرآکوسیس (عدم تحمل صدا)، وزوز گوش یا دیگر اختلالات شنیداری مرتبط اشتباه گرفته می‌شود. این صداها بسیار خاص، به ندرت قابل شنیدن، و نویزهای هرروزه هستند که، صرف نظر از بلندی آن، نباید دردسرساز باشند.
• متخصصین مراقبت‌های بهداشتی به افراد مبتلا به میسوفونیای بسیاری گفته‌اند که مشکل آنها روانشناختی است و اهمیت آن را نادیده گرفته‌اند، که اغلب به دلیل عدم درک و شناخت وضعیت است.
• فرضیه‌ای که در حال حاضر آن را بررسی می‌کنیم این است که میسوفونیا نوعی اختلال عصب‌شناختی است که در آن سیگنال‌های شنیداری تکرارشونده رفلکس جنگ یا گریز را برمی‌انگیزند.

111 thoughts on “میسوفونیا چیست؟

  1. من این مشکل رو دارم .قبل از بلوغ جنسی شدید بود .و همونطور که اشاره کردید این حساسیت از طرف برادر کوچکترم در من ایجاد شد و حسابی عصبیم می کرد به طوری که کنترل خودمو از دست می دادم .ولی حالا که ۳۳ سالمه می تونم خودمو کنترل کنم .اذیت می شم ولی بروز نمیدم

  2. واقعا جالب بود .
    من به طور اتفاقی کلمه ی میسوفونیا رو دیدم و بعدش متوجه شدم دقیقا تعریف مشکلیه که من دارم!منم به شدت رو صدای غذا خوردن و مسواک زدن مادرم حساسم !تقریبا از ۹ سالگیم شروع شده و تا الان که ۲۲ سالمه ادامه داره.
    اصلا هم حساسیتم کم نشده ، بلکه بیشتر هم شده.
    برای درمان باید چیکار کرد ؟پیش چه متخصصی باید بریم؟

      1. منم يه چنين مشكلي دارم و بيشتر روي مامانم حساسم از صداي غذاخوردنش سروصداهايي كه وقتي كار ميكنه توليد ميكنه، حتي اهنگ و تن صداش آزارم ميده، جوري كه ديگه نمي تونم باهاش زندگي كنم. و از انجا كه وقتي كوچكترين اعتراضي ميكنم سريع مامانم داد و بيداد ميكنه ديگه بروز نميدم و همش توي خودم ميريزم. البته يكي دوساله اينطور حاد شده

      2. منم ۴۰ سالمه ازدواج کردم حدودا ۲۰ ۲۵ سال از صداهای تکراری ملچ ملوچ هورت فین خمیازه قاشق زدن ب دندون صدای تیک تیک ساعت تخمه آدامس صوت صلوات و ذکر تکراری جیک جیک سرصدای بچه‌ها گریه خنده های بلند و….
        آزار میدیدم ب انزوا گوشه گیری خودزنی پرخاشگری و خودکشی دست زدم ولی هرروزه بدتر میشدم تا وقتی ی گوشی خودم درست کردم مقداری پنبه لای پلاستیک نرم اندازه گوش پاک کن داخل گوشم میزارم آروم میشم بخصوص موقع خواب. هنگام قرار گرفتن تو این موقعیت محیط رو شلوغ کنید خودتون خیلی حرف بزند رادیو موزیک فیلم پخش کنین.کمی از محیط هم دور بشیم خوبه. نگذاریم ب عصبانیت برسیم
        کلا توجه ذهنو باید ب جای دیگه ببریم
        ب چیزای قشنگ فکر کنیم ک خنده رو لبا میارن
        کلا هرچی سن بالاتر بره حساسیت کمتر میشه
        چند قطره روغن بنفشه درون بینی و گوش حساسیت رو کم میکنه
        روانشناسی موضوع هم؛ بزاریم بقیه هم لذت زندگشونو داشته باشن آخه پدرم میگه هورت کشیدن خیلی لذت داره

    1. اون کسی که از صدای ملچ مولوچ بدش میاد مریض نیست بلکه اون کسی که موقع غذا خوردن مثل حیوان سر و صدا راه میندازه مریضه و دچار بیماری بی‌شعوری هستش

      1. خانوم خدا!! یا خانوم قاضی !! هیچ کس دوست نداره این صدا رو در بیاره . این صدا غیر ارادیه!! من فقط تو خوردن چای این مشکلو دارم. خیلی هم سعی میکنم که صدا نده چای خوردنم. اما این غیر ارادیه. و علم ثابت کرده که عصبی شدن بخاطر این یه بیماریه!!
        پیشنهاد میکنم یه کم مطالعه کنین و از مسند قضاوت کنار برین!! شما قاضی نیستین! نماینده خدا هم نیستین!!

        1. سلام. متاسفانه اکثر ما از این که باعث آزار اطرافیان میشیم ناراحتیم اما خشم ما در اون لحظه اختیاری نیست همون طور که خودتون هم اشاره کردید بیماری هست. اون دوستمون هم احتمالا منظورش کسی مثل شما که رعایت می کنید اما ما به خاطر حساسیت شنوایی متوجه می شیم نیست

  3. من هم این مساله رو با صدای غذا خوردن پدرم داشتم و بعد از اون تو خوابگاه دانشجویی با غذا خوردن دوستم خیلی اذیت میشدم تا حدی که گریه ام میگرف، الان ولی دیگه اون مساله رو ندارم به نظرم یه مدت دور زندگی کنین ازشون تو درمان خیلی کمکمتون میکنه من که حس میکنم دور بودن یه مدت طویل از کسایی که با صدا غذا ميخوردن تو بهبودم کمک کرد

  4. بعضی اوقات که پدرم شروع به غذا خوردن می کنه و صدای خوردن غذاش تو مخم میپیچه من اونقدر عصبی میشم که میخوام کلمو بکوبم به دیوار,به خاطر همین واسه چند دقیقه از خونه میرم بیرون تا اون صداهارو نشنوم.شاید من به غیر از این مورد سر مسایل ناموسی اینجوری عصبانی بشم.

    1. دقیقا مثل من،منم به حدی این موضوع ازارم‌میده که انگار دارن عمدا با من این رفتار رو‌میکنن تا عصبی بشم،حتی وقتی به یکی میگم تخمه نخور،وقتی میره اناق بغلی هم تخمه مخوره،ناخود اگاه گوشام نیز میشه برای اینکه ببینم صدایی میاد یا نه،تا مرز جنون ازارم‌میده

  5. سلام, منم این مشکل رو دارم اما برخلاف توضیحاتتون من چند ماه هست که به این مسأله برخوردم در حدی که گاهی اوقات واقعا کنترل خشمم برام سخت میشه, میخوام بدونم وقتی از بچگی این مشکل رو نداشتم بازم این اختلال رو دارم یا مشکلم چیز دیگه ای هست میشه کمکم کنید؟

    1. از آن جایی که تحقیقات صورت گرفته خیلی کم هست ممکنه از سنین بالاتر هم شروع بشه و محدودیت شروع سن نداشته باشه. اما پیشنهادمون به همه دوستان اینه که قبل از هر چیزی بررسی کامل پزشکی انجام بدهند شاید علایمشون ناشی از بیماری قابل درمانی باشه.

  6. بعضی اوقات اونقدر دیوونه میشم که دوس دارم به طرفی که داره غذا میخوره فش بدم یا حداقل بتونم خفش کنم بعضی اوقات احساس میکنم بقیه هم صدای غذا خوردن منو میشنون و آزارشون میده برا همین راحت نمیتونم غذا بخورم چون صدای غذا خوردن خودم خودمو دیوونه میکنه خواهش میکنم اگ راهی هس بگین

    1. تنها راهی که به نظر میاد موقعی که مجبوریم در کنار بقیه غذا بخوریم به کارمون بیاد استفاده از وایت نویز هست که با هدفون گوش بدین. معمولا صداهای صحبت بقیه شنیده می شه اما صدای خوردن خیلی کمتر.

  7. آقا خدا خیرتون بده حداقل فهمیدیم مشکلمون واقعا چیه! من علاوه بر همه مشکلاتی که دوستان و خودتون تو متن گفتین، ی سری بو هم رو اعصابمه که سخت میتونم ب دیگران ثابت کنم این بو داره میاد حتی! داغون شدیم رفت…

    1. من تو مرحله بعد به بو حساس شدم! طوری که بقیه خیال میکنن ادا در میارم. از طرف دیگه یه بوهایی هست که برام حالت تهوع شدید ایجاد میکنه… شما هم همینطور هستید؟

  8. سلام. من همین امروز فهمیدم اسم این مشکل میسوفونیا هست و فکر نمیکردم به جز خودم افراد زیاد دیگه ای اینجور باشن. از پنج شش سالگی اینطور بودم. الان ۲۴ سالمه و هنوزم این مشکل رو دارم.بیشتر از صدای آدامس جویدن بدم میاد جوری که اگه چند دقیقه به صدای آدامس جویدن یا ملچ ملوچ دهن کسی گوش بدم، چنان زجر میکشم که دیگه احساس میکنم دیوونه شدم و دوست دارم سرم رو به همه جا بکوبم.البته اکثر مواقع از گوشی موبایل و هدست برای آهنگ گوش دادن تو این مواقع استفاده میکنم تا دیگه اینجور صداها رو نشنوم. به نظرم بهترین راه حل همینه.

  9. من هم یه جورایی این مشکلو دارم،،از بچگی از شنیدن صدای فین فینه دماغ و ملچ مولوچه دهان خیلی عصبی میشدم و میشم،،،ولی به نکته خیلی توجه کردم این کار از طرف اونایی که دوسشون دارم و منو ناراحت نکردن کمتر منو عصبی میکنه،، هیچ وقت فکر نمیکردم این یه مشکله،،الان همه میدونن من بدم میاد از سر و صدای دهان،،،مامانم وقتی سبزی یا خیار میخوره دوس دارم گوشامو بگیرم و فرار کنم،،،همین الان اسم این بیماریو دیدم،،،یه راه حل کوچیک بهمون بگید لطفاً

  10. سلام منم الان یه سالی میشه که به این بیماری مبتلا شدم .ولی درست از روزی که فهمیدم تا الان حساسیت هام نسبت به همه بیشتر شده و واقعا هم تا مرز دیوونگی پیش رفتم .ولی نمیدونم چیکار کنم

    1. وااای من خیلی بخاطر این مشکلم اذیت میشم
      بخاطر اینکه طرفمو ناراحت نکنم خود خوری میکنم. گاهی وقتا شده ک موهامو میکشم…یا ی کشیده میزنم ب خودم که بسه دیگه انقد ب صداها حساس نشووووووو

    2. سلام منم اين مشكلو دارم بيشتر أوقات تنها تو اتاق غذا ميخورم چون سره ميز حالت شكنجه داره واسم،اما صداى دهن كسى كه دوس دارمو ميتونم تحمل كنم اما بازم تذكر ميدم كه اروم بخور ملچ ملوچ نكن

  11. من همین دیشب فهمیدم که همچین مشکلی میتونه وجود داشته باشه! هیچوقت تا حالا بهش جدی فکر نکرده بودم. همیشه سر سری میگرفتمش. البته من با صدای غذا خوردن خیلی مشکل ندارم. مشکلم بیشتر با صدای قاشق و چنگال که با ظرف برخورد دارن هست. حتی صدای قاشق چنگال خودم! به حدی که از خوردن منصرف میشم کلن. یکی دیگه صدا و حرف هایی که دائمن تکرار بشن. تو اینجور مواقع(هر دو مورد) گوشم سوت میکشه و سرم درد میگیره. خیلی اذیت کننده و آزار دهنده است واقعن. خیلی سال هم هست که این مشکل رو دارم. ولی اصلن یادم نیس که از کی شروع شده و چرا!

  12. لطفا پاسخ دهید. وای!خیلی خوشحالم که آدمهایی مثل خودم پیدا کردم که درکم میکنن. قبلن فکر می کردم تنها وفقط من این مشکلو دارم. من از نه سالگی اینطوری شدم و الان ۱۴ سالمه در تمام این سالها زندگی واسم جهنم بود حتی گاهی دلم میخواست بمیرم. همیشه باخودم میگم چرا بین ۷میلیارد آدم من باید اینجوری باشم چرا یه آدم عادی نیستم. تمام دنیا و زندگیم یک وسیله است که رو گوشم میزارم تا صدا نشنوم تاحالا با اون تحمل کردم ولی امروز مامانم پاش رفت روش و اون شکست…:-( به نظرتون باید برم پیش روان پزشک یا روان شناس. لطفا برام دعا کنید.

    1. سلام دوست عزیزم
      شما تنها نیستی ماها بیشترمون از سن کم دچار این بیماری شدیم. برای تخفیف بیماریتون هم روانپزشک و هم روانشناس برید ولی مطالبی که با این بیماری آشناشون کنه رو همراه داشته باشید

  13. منم همين مشكل رو دارم با صداي غذا خوردن پدرم حتا فك ميكنم از پدرم سر همين موضوع متنفرم اين مسله ازارم ميده.حتا دارم فيلم مورد علاقمو ميبينم اين صدا رو بشنوم با عصبانيت ميرم تو اتاقم يا با پدرم دعوام ميشه.حتا دارم اين مشكلو ميخونم و حتا در موردش حرف ميزنيم صداها انگار تو گوشمه و عصبي شدم .فك كنم ديگه تهه تهشم من.دوري هم بي فايدس بازم اوضام همينه و بدتر بدتر شدم با اينكه عاشق خانواده ام هستم اما عصبي ميشم خيلي بد.ديگه خستم

  14. امشب برای اولین بار خواهرم با شنیدن علائم این بیماری متوجه شد که من دچاره این مشکلم. و از دورانه ابتداییم این مشکل با صدایی که از دهنه خواهرم نیشنیدم شروع شد ولی تا الان که ۲۶سالمه اصن کم نشد بلکه حساس ترم طوری که اگه بشنوم از شدت عصبی شدن دوس دارم داد بزنم. خیلی دوس دارم خودمو کنترل کنم ولی اصلا نمیشه. کاش راه حلی پیدا بشه….

  15. من پنج ساله که دچار این مشکل هستم…بسیار خوشحالم که کاملا اتفاقی با این سایت رو به رو شدم و مشکلمو پیدا کردم و فهمیدم این یه بیماریه و وقتی دیدگاها رو خوندم متوجه شدم خیلی شباهت دارم بهشون … پنج شش سال سختیو گذروندم

  16. منم از بچگی این مشکل رو داشتم جوری که باعث شد عصبی بار بیام ولی انقدر بهشون حرف زدم خیلی رعایت میکنن جلوی من ولی از غذا خوردن مامانم طفلی متنفرم حتی اگه صدایی نده تو ذهنم صداشو میشنوم الان که ازدواج کردم شوهرم عصبیم میکنه مخصوصا که چایی رو خورررت میکشه با اینکه عاشقشم دوست دارم خفش کنم کاش درمان میشد خیلی عصبی شدم بخاطر این مسئله و از همه بدتر که من هم گوشام خیلی بی نهایت تیزه و هم بویاییم بی نهایت قوی من فکر میکردم بخاطر ایناست که خیلی از غذاه خوردنشون عصبی میشم کاش یه راه درمانی بود خیلی خودمو واطرافیانمو عذاب دادم …

  17. من ۱۶ سالمه و از وقتی یادمه اینجوری هستم، وقتی صدای دهن یکیو میشنوم یه دیوونه ی واقعی میشم و دوست دارم یه لحظه همه بمیرن ???? تازگیا شدتش خیلی زیاد شده و واقعا دارم اذیت میشم

  18. من ۱۶ سالمه و از وقتی یادمه اینجوری هستم، وقتی صدای دهن یکیو میشنوم یه دیوونه ی واقعی میشم و دوست دارم یه لحظه همه بمیرن ???? تازگیا شدتش خیلی زیاد شده و واقعا دارم اذیت میشم

  19. سلام به همه
    منم همینطوریم????
    بابا ومامانم خیلی ملچ مولوچ میکنن وقت غذا بخاطر همین نمیتونم باهاشون یجا غذابخورم
    مادرشوهرم هم همینطوره و موقع غذا صدا داره
    بدتراینکه مادربزرگ شوهرم که خیلی پیره سر سفره آروغهای کشداری میزنه که میخام بالا بیارم همونجا
    عروس خانوادم مجبورم نفس عمیق بکشم وتحمل کنم دارم دیوووووونه میشم

  20. منم این مشکل رو دارم و دارم دیوونه میشم چند بار به سرم زد خودکشی کنم ولی…
    دارم نابود میشم خانواده و اطرافیانم هیچ درکی از این موضوع ندارن هزار بار براشون توضیح دادم این یه بیماریه و اینکه به این صداها حساسم دست خودم نیست ولی مگه گوش میدن

    چند بار بهشون گفتم منو به مدت بفرستید یه جایی تنها دوراز ادما و چیزای رومخ اما بازم گوش نمیدن از صبح تاشب هندزفری تو گوشمه اخرشب وقتی درش میارم گوشام تیر میکشه موقع خوابه هم گوشامو میگیرم و میخوابم یکی بگه راهی برای درمانش نیست؟ کمک کنید ????

    1. نه متاسفانه… همون طور که به دوستان دیگه هم گفتم مراجعه به روانپزشک و استفاده از بعضی آرامبخش ها زیر نظر پزشک ممکنه در تخفیف علائم کمک کننده باشه برای من پرگابالین و کلیدنیوم سی تا حدی موثر بود

    1. در حد بررسی های من (نه تجربه) هنوز درمانی برای این بیماری وجود نداره. در بعضی افراد الکل علائمشون رو فقط در زمان مصرف به صورت موقت تخفیف میده یعنی صدای محرک شنیده می شه ولی شدت آزار دهندیگیش کم می شه با توجه به موقت بودنش و این که ما در طول روز بارها با این صداهای محرک مواجهیم به نظر منطقی نمیاد از این راهکار استفاده کنیم و گرفتار مشکل خیلی بزرگتری بشیم که اعتیاد به الکل هست. تجربیات افرادی که خوندم هم نشون میده وقتی خواستند الکل رو ترک کنند علائمشون به شدت زیاد شده. به نظر می رسه اثر الکل روی میسوفونیا کم کردن شدت اضطراب باشه و بعد مدتی با پیشرفت بیماری و کم شدن اثر الکل شخص مجبور شه میزان مصرف رو بالاتر ببره و قسمت های دیگه جسمش هم تخریب بشه. برای پایین اومدن میزان اضطراب مبتلایان راه های بهتری هم دارند مثلا بعضی از داروهای SSRI سود می برند (زیر نظر روانپزشک) یا روان درمانی زیر نظر روانشناس. در مورد هیپنوتیزم هم گویا اثر موقت داره حتی یک نفر نوشته بود یک مدت علائمش بهتر شده بود اما بعد شدیدتر شد البته چون تحقیق علمی نبود قابل اعتماد نیست شاید بد نباشه یکی دو نفرمون هیپنوتیزم رو هم تجربه کنیم

  21. منم اين مشكل رو دارم وقتى بابام غذا ميخوره انقد صداى دهنش اذيتم ميكنه كه فقد ميخوام فرار كنم دره أتاقو محكم ميكوبم و آهنگ گوش ميدم،البته صداى دهن كسى كه دوسش دارم كمتر اذيتم ميكنه نميدونم چرا ولى كمتره!تو مترو هم هميشه جامو عوض ميكنم چون همه به خصوص زنا خيلى بد آدامس ميجوند،من بيشتر اوقات تو اتاق تنهايى غذا ميخورم چون سره ميز حالت شكنجه داره واسم

  22. من به این بیماری مبتلا هستم و حدود یک سال و نیم پیش کاملا اتفاقی متوجه شدم که این حالت هایی که دارم واقعا یک اختلال هست. قبل از اون بابت احساس خشم و پرخاشگری‌هام احساس گناه می‌کردم. اما از زمانی که در مورد این بیماری مطالعه کردم و برای خانواده و دوستام توضیح دادم، الان به محض این که صدایی آزارم میده بهشون اطلاع میدم و خوشبختانه با حمایت اطرافیانم همراه بوده.

    اولین علائمی که ازین بیماری توی خودم به یاد دارم مربوط به ۷ یا ۸ سالگیم میشه. الان ۲۳ سالم هست.

    اکثر محرک‌های من صدا‌هایی هستند که منبع انسانی دارند. حتی فرکانس‌های خاصی از صدای صحبت کردن بعضی افراد هم میتونه من رو اذیت کنه. من احساس می کنم فرکانس صدای محرک‌ها بیشتر از هر چیزی در تاثیر اونها دخیله.

    باید اطلاع رسانی گسترده ای در زمینه این بیماری صورت بگیره. خیلی خوشحالم که یک سایت فارسی زبان هم برای این بیماری راه اندازی شده.

  23. وااااای توروقراان کمکم کنید خسته شدم ..من الان ۲۰سالمه دقیقن خودم میدونم بعد از نقل مکان ب ی شهر دیگه اینجوری شدم اوا مادرم بعد پدرم الانم خواهر برادرم میترسم ب نامزدمم کشیده بشه ..از صدای دهان هنگام غذا خوردن و مخصووووصا خمیازه کشیدن متنفرم معدم عفونت کرده تپش قلب گرفتم ..از بس هنذفری تو گوشمه خسسسته شدم سر میز هم هنذفری تو گوشمه مطالب شما رو واس مادرم میگم میگه همتون دیوونه این از کل جمعای خانوادگی بیزارم گوشه گیرم..کمکم کنید خیلی خاسم با تلقین و حرف زدن با خودم درمانش کنم نشد بخدا نشد

  24. سلام تشکر بابت مطلب مفیدتون. منم این مشکلو دارم. الان اسمشو متوجه شدم.کاری نمیشه کرد. باید باهاش ساخت. بالای ده ساله که باعث شده گوشه گیر بشم و تنهایی غذا بخورم. بازم تشکر

  25. سلام من حدود ۲۰ ساله این بیماری رو دارم و متاسفانه سال به سال دارم بدتر میشم . هر راهی رو فک کنید تست کردم ولی درمان نمیشه. جدیدا صدای موتور و حرف زدن با تلفن و … هم بهش اضافه شده.

  26. سلام
    منم این مشکل رو دارم و بیشتر روی صدای ملچ ملوچ و پیس پیس و نفرت شدید و عجیبی به خمیازه دارم طوری که دوست دارم طرفو بگیرم خفه کنم.

  27. سلام
    متاسفانه من هم باين مشكل دارم زندگي ميكنم. چيزي ك منو بيشتر آزار ميده صداي خيار يا هويج خوردن و تخمه شكستن و صداي ملچ ملوچ كردن و بدترازهمه صداي تايپ كردن با صفحه كليد كامپيوتر هست طوري ك ميخوام اونلحظه تا سرحد مرگ طرف رو بزنم و له كنم. سركار همكارم عادت داره صبح زود ك مياد اول نامه هاش رو تايپ كنه دووس دارم اون لحظه دستاش رو خورد كنم يا يكي ديگه از همكارا ك عادت داره با خودكار رو ميزبزنه. خداروشكر اسلحه همرام نيس والا تا حالا صدتا رو نفله كرده بودم. شلوغي باعث گم شدن صداهاي آزاردهنده ميشه و الكل و موادمخدر سطح توجه و تمركزت رو مياره پايين ك باعث واكنش كمتري از طرف سيستم عصبي ميشن! خلاصه ك خيلي ناجوره وقتي در ايكي ثانيه حس خشم و تنفر مياد سراغت و آمپر ميچسبوني و مجبوري درحالي ك نفست بند اومده خودت رو كنترل كني! من تا الان فك ميكردم بخاطر اعصاب ضعيفمه ولي نه مثه اينكه خر مااز كره گي دم نداشته! اما تجربه شخصي من نشون داده شاد بودن و دور شدن از عوامل ايجاد كننده صدا بهترين راه كنترله و سعي كنين تو اينجور مواقع هواستون رو پرت كنين و توجه’تون رو ب چيزاي ديگه جلب كنين!

    1. سلام ممنون که تجربه تون رو نوشتید. متاسفانه الکل و مواد مخدر ضررش بیشتر از سودشه. دردسر می شه چند تا. در مورد آخر باهاتون موافقم وقتی آرامش بیشتری باشه کمتر از صداها آزار می بینیم و بهترین راه دوری از این محرک هاست وقتی امکانش باشه

    2. سلام دوستان عزیزم
      من هم امروز متوجه شدم که این حساسیت من یه بیماری هستش.
      ولی به نظر من اونایی که صدا رو تولید میکنن بیمارتر هستن
      وقتی جلوی بعضی صداها رو میشه گرفت هیچ مراقبتی از رفتارهاشون ندارن
      پس عصبانیت ما یه چیز طبیعیه

  28. منم ۱۰ ساله همه این مشکلاتو دارم.برای من خیلی شدید بود انقدر که حتی همسرمو نتونستم تحمل کنم و ازش جدا شدم.الان خیلی میترسم که دوباره ازدواج کنم.میترسم همون اتفاقا پیش بیاد.انقدر واسه من شدیده که همش تنها میخوابم تو یه اتاق و تنها غذا میخورم.همیشه یا گوشامو میبندم یا آهنگ گوش میکنم با هندزفری با صدای بلند.تروخدا اگه درمانی داره بگین منم دوس دارم مثل بقیه آدما زندگی کنم خسته شدم از این مریضی لعنتی????????????الانکه اینجا دیدم مثل من هستن کسایی خیلی دلم آروم گرفت آخه فکر میکردم تو دنیا تنها من اینجوری ام.خیلی سخته خیلی????????????

    1. منم با نامزدم این مشکل رو داشتم اخه مگه میشه یه دختر هورت بکشه و قاشق بخوره به دندونش
      کسایی که صدا تولید میکنند مشکل دارن
      ولی جالب این هست اگه یه بچه این کارهارو کنه من عصبی نمیشم و خوشم میاد از صدای دهن یه بچه که دندون دراورده و چیزی میخوره

  29. سلام منم این مشکلو دارم خیلیم شدید حتی بعضی وقتا یکی دستاشو بهم میماله از صدای سابیده شدنش حالم بد میشه بعَی وقتا انقدر عصبی میشم ک بدنم میلرزه
    امیدوارم یه راه حل خوب برای معالجه پیدابشه

  30. من هم اين مشكل رو هنوز هم دارم و از صداي غذا خوردن و تخمه خوردن پدرم به شدت اذيت ميشدم كه حيلي بد از كوره در ميرفتم ولي الان عادت دارم با آهنگ و نشنيدن اين صداها خودمو آروم نگه دارم و حواس خودمو پرت كنم كه واقعا راحت هم نيست اما بهتر از عصبي شدنه!!

  31. سلام. من تقريبا از سن ۱۰ سالگي با اين موضوع در گيرم تا الان كه ۳۵ سالمه و ديگه حس جنون دارم، تنهاي تنهام چون تحمل ديکران برام عذاب آوره. مشكل اساسي من سر كارمه كه نمي تونم از محيط فرار كنم و اين داره منو به مرز جنون مي رسونه. تورو خدا يه درماني بهم پيشنهاد بدين

      1. معمولا زمانی این صداها اذیتتون میکنه که گوشتون فقط این صداها رو میشنوه وبه صداهای دیگه واکنشی نداره،راهش اینه که یه مقدار حساسیتتونو کم کنید،واز اونجا کمی فاصله بگیرید وذهنتونو مشغول چیزه دیگه ای بکنید ولی منکه نتونستم این مشگلو حل کنم مسافرت خارج از کشور میرم، صدای امواج آب وباد ساحلی تا مدتی ارومتون میکنه، اگرم تونستید یه خونه جدا بگیرید چون من الان ۳۵سالمه وهنوز هیچ راهی غیر از موارد بالا براش پیدا نکردم

  32. سلام ..من تا الان فك ميكردم منم ك ب اين همه صدا حساسم ولي الان ك خوندم خيالم راحت شد ..وقتي اين صداهارو ميشنوم ب حدي عصباني ميشم ك اگه جلوي خودمو نگيرم ممكنه بزنم يكيو بكشم .
    صداي ساعت،ساييدن دست ب هم يا فرش، صداهاي ارومي ك قطع و وصل شه،ملچ مولوچ،هورت كشيدن همشون باعث عذابمه ..بهترين راه اينه ك تو شلوغي باشيم و غير اون صداها صداي ديگه ام باشه

  33. وایی چقدر خوب که فهمیدم تو این بیماری تنها نیستم
    من خیلی اذیت میشم مخصوصا با صدا عطسه ی خواهرم متاسفانه اونم حساسیت داره و روزی حداقل ۱۲ تا عطسه به طور نرمال میکنه منو خواهرم اتاقمون مشترکه و شبا وقتی میخوام بخوابم اون عطسه میکنه و اعصابم کاملا بهم میریزه و من اصلا نمیتونم بخوابم یه چیز دیگه که خیلی منو زجر میده تو مدرسه خصوصا زمستونا وقتی امتحان دارم و بچه ها شروع به فین و فین میکنن اصلا نمیتونم تمرکز کنم و دلم میخواد بمیرمممم سر سفره ی غذا هیچ وقت با پدر و مادرم غذا نمیخورم اما امان از وقتی که میریم مهمونی اونام سالاد کلم میارن سر سفره یعنی حاظرم بمیرم ولی اون لحظه اونجا نباشم
    دوستان اگه راه حلی برای این مشکل دارین لطفا منو راهنمایی کنید زندگیم خیلی زجر اور شده

  34. . نمیدونم حالا چرا واسه این مشکل عمومی اسم یک بیماری انتخاب شده و اونو بیماری مینامند و پزشک و دکتر و دوا و درمان واسش تولید میشه. این مشکل روحی (نه روانی) مثل نفس کشیدنه با هر انسانی کمابیش همراه هست. اگه توجه کنید مواقعی هم این حساسیت شدت پیدا میکنه که مشکلات روزمره ای داریم که حل نشده و یا انتظار حل شدن آن را میکشیم. درواقع ذهنمان به یک مساله اصلی یک مشکل اصلی روزها یا سالها مشغول است ولی نمیتوانیم آن را بیان کنیم و کسی نیست که ما را درک کند. حالا این مشکل قبولی دانشگاهه یا ازدواجه یا هر چی که برامون مهمه. مواقعی که این مشکلات حل میشود این حساسیت جوری ناپدید میشود که انگار نبوده و یادمان هم خواهد رفت که بوده.

    1. دقیقا همینطوره.وقتی مشکلی نداری یا شادی و حالت خوبه این احساس نیستش ولی وقتی فکرت مشغوله این احساس شدید میشه.در مورد من همینطوره

  35. وااااااای…تک تک رگای بدنم در عذابن بدنم خستس مغزم پیر شده بدنم خسته شده ….از این که خانوادم درکم نمیکنن بیشتر خستم ….بهم لقب روانیو دادن ..هر وقت بهشون تذکر میدم بیشتر باهام لج میکنن دوست دارم تو غار زندگی کنم….صدای خنیازه تایپ کردن ماج و ملکچ کردن کوبیدن قاشق و چنگال ا بهم …تخمه شکوندن..

  36. سلام.من هم همین مشکل رو دارم.و سر صبح این احساس زیاد میشه.ولی خشمم رو کنترل میکنم.و تا الان رفتار بدی از خودم نشون ندادم و برام قابل تحمله ولی وقتی مادرم ته دیگ میخوره اعصابم خورد میشه.

  37. منم وقتی پدرم غذا میخوره یا یه چیزی میخوره خیلی اعصابم خورد میشه و دلم میخواد اون محلی که باهمیمو ترک کنم ولی مادرم اجزه این کارو به من نمیده.نمیدونم مشکل منم بیماری تلقی میشه یا نه؟؟من۱۸سالمه وتقریبا۱سالی هس که به این موضوع حساسیت پیدا کردم.کلمه ی میسوفونیا رو به طور تصادفی تو یکی از کانال های تلگرامی دیدمو سراغشو گرفتم????

  38. سلام من کلا با صدای دهن مشکل دارم
    تخمه و ادامس و هورت کشیدن مایعات.خرپ خرپ کردن میوه قند و ملچ ملچ کردن
    به نظر من این بیماری نیست ما باید اداب غذا خوردن را اموزش بدیم
    پدر من تو خونه راحت هست ولی مهمون که داریم درست غذا میخوره
    باز هم میگم این مریضی نیست بلکه افراد ادب خوردن را یاد نگرفتن

  39. بهترین کار برای این صداهای که منو اذیت میکنه نرفتن تو جمع هست یا نگاه کردن معنی دار که طرف متوجه بشه بی ادب هست و گذاشتن هندزفری و گوش دادن بهدموزیک با صدای بلند
    کسانی که میگن ما بیمار هستیم خودشون مشکل دارن و ادب خوردن رو بلد نیستن
    ۰۹۰۳۸۴۵۹۷۶۶
    اگه کسی فکر میکنه اشتباه میگم بگه

  40. جالبه
    منم از وقتی یادم میاد اینطوری بودم. البته فکر نمیکردم اختلاله و به نظرم یه خلق شخصیتی بود. از صداهایی مثل صدای غذا خوردن، خوردن قاشق به دندون، بلند نفس کشیدن، صدای فرد وقتی داره حرف میزنه و شبیه این ها چنان عصبی می شدم که حتی شده بود به بهانه اینکه میخوام فیلم ببینم تنهایی جلوی تلوزیون غذا میخوردم تا کسی پیشم نباشه یا تو مهمونی ها مامانم حتما چک میکرد کیا قراره پیشم بشینن که نکنه کسی باشند که با صدا غذا می خورند و واقعا خیلی فشار عصبی زیادی بهم تحمیل میکنه. برام جالبه که من نسبت به آدمای خاصی حساسیت بیشتری هم دارم برای مثال تو محل کارم از صدای یکی از همکارام اذیت میشم تا حدی که وقتی بخواد صحبت کنه با کسی هدست میزارم تو گوشم تا صداشو نشنوم یا یه سری آدمای خاص که اطرافم هستن وقتی بخوان غذا بخورن حتی نگاهشون هم نمیکنم چون جندشم میشه و عصبی میشم و شرایط رو سخت تر میکنه این موارد.
    شاید به نظر بقیه خنده دار باشه ولی شرایط پرفشاری هست که الان که میدونم یه اختلاله خیلی کنجکاوم بدونم آیا درمانی داره یا نه؟

  41. من از ده سالگی این طوری شدم واقعا عذاب می کشم مخصوصا اینه خانوادم درکم نمی کنن
    از وقتی هم واسه کنکور درس می خونم خیییلی بیش تر شده ممکنه به خاطر استرس هام تشدید شده باشه؟

  42. سلام من چهل سالمه واز ۹ ۱۰ سالگی شروع شد و تا الان ادامه داره در همان جوانی باعث ترک تحصیلم شد تو خانواده هیچ کس درکم نمی کرد بارها به کارم لطمه وارد کرده و درجه من هم ۱۰ هستش و تازه یک ماهه که فهمیدم اسمش چیه به نظر من تنها راه درمانش کر شدن و کور شدن.

  43. سلام، منم دقیقا این مشکلات دارم قبلا فقط نسبت به صدا غذا خوردن افراد حساس بودم ولی الان هر صدایی آزارم میده، صدا تلوزیون، گوشی، صداهایه معمولی کوچه و بازار، دیگه واقعا تحمل همه چیز داره بزام سخت میشه، یه وقتایی میگم کاش کر بشم هیچ صدایی نشونم، بخاطر این موصوع از همه رفت و آمدا و جمع ها گریزون شدم، با هیشکی ارتباط ندارم، افسردگی شدید گرفتم و منزوی شدم واقعا با هر سروصدایه معمولی اعصابم بهم می ریزه و گریه می کنم، زندگی کردن خیلی برام سخت شده و نمیدونم چیکار کنم خواهش،می کنم اگه درمانی داره کمکم گنید

  44. بعضی مواقع که فشار روم زیاده فقط به این فکر میکنم که پرده گوشم رو با یه چیزی پاره کنم تا نشنوم ولی هم شهامتش رو ندارم وهم دیدن حرکات آزار دهنده رو چی کار کنم کاش یا هیچکس این بیماری داغون کننده رو نداشت یا همه داشتن تا همه رعایت کنند وعدالت برقرار باشه بدبختانه از لحاظ مالی هم خیلی ضعیفیم که لااقل بعضی صداها را دور کنم یه خونه کوچیک داریم روی صدای در همسایه ها خیلی عذاب میکشم محل امنی برای فراراز صداها ندارم شوهرم که با دهن پرحرف میزنه دلم میخواد فقط فرار کنم این عذاب هر روزی وهر دقیقه ای هست بازم بقیه مریضیها ودردها بعضی مواقع ولت میکنه ولی این درد کوفتی همیشه باهاته خدایا معجزه شفا بده همه همدردام میخوام

  45. من هم همین مشکل رو دارم پدرم هم این طور بود ولی نه در حد من از شش سالگی این مشکل رو دارم تا الان که شانزده سالمه سر امتحان نمیتونم تمرکز کنم چون خودکار یه نفر تق تق میکنه یا مدادش صدا میده یا داره با خودش حرف میزنه یا حتی فین فین کردن تنها چاره اش گرفتن گوش هام هست که اون وقت هم نمیتونم بنویسم خیلی سعی میکنم که برنگردم و سر طرف رو نکوبم به دیوار وقتی میگم تخمه نخورین یا فین فین نکنین عصبانی میشن و منو درک نمیکنن و دارم دیوونه میشم نمی دونم سر کنکور چطور قرار هست تمرکز کنم و تست بزنم واقعا فکر کردن بهش باعث میشه گریم بگیره و نمی دونم باید چیکار کنم

  46. سلام منم این مشکلو دارم وقتی والدینم از اتاق خروپفشون بلند میشه صداشون حتی یه ذرا هم بیاد کلافم میکنه حتی صدای به هم خوردن لب هم منو دیوانه میکنه انگار می خوام منفجر بشم اما سعی دارم می کنم بیشتر تمرکز کنم رو چیزای پیچیده و جزئی بدن مثلا صدای تارای صوتی موقع خروپف چه موقع هایی عوض میشه یا خرومف از کجای گلو چه جوری بیشتر میاد اینچیزا موقع خوب باعث میشه خسته بشم بخوابم ممنون فکر می کردم حساسیتم به محیط خیلی بیمورده الان فهمیدم یه بیماریه باید درمان بشه خیلی ممنون

  47. من این مشکل رو یه جور دیگه دارم وقتی وارد یه مجلسی میشم که صدای آهنگ بلنده استرس شدید میگیرم و همش دوست دارم فرار کنم از جمع.بودن در جایی که صدا بلند باشه آزارم میده.امشب یه کافه رفتیم که موسیقی داشت انقدر حالم بد شد شام نخوردم ولی دیدم همه دارن لذت میبرن میخندن و میرقصن ولی من از درون بغصم گرفته بود انگار که اتفاق بدی افتاده و دلم میخواست گریه کنم از حال بد…فهمیدم شاید یه بیماری دارم اینجوری میشم سرچ کردم دیدم این بیماری اومد البته درمورد ملچ مولوچه این بیماری نمیدونم من چه جور اختلالی دارم که صدای آهنگ بلند حس مرگ بهم میده و دوست دارم از جمع فرار کنم

  48. سلام
    بالاخره بعد از چند سال ، مطالب اين سايت به من در شناسايي مشكل و بيماريم كمك كرد، من هم متاسفانه به همين مشكلاتي كه دوستان ذكر كردند گرفتارم، تقريباً اولين حساسيتم از سن ١٠ سالگي و از صداهاي بيني مامانم كه هميشه گرفتار آلرژي و حساسيت هست شروع شد و الان هم اين حساسيتها رو دارم ولي اينها در مقابل عدم تحملم در برابر شنيدن صداي موتور سيكلت ها هيچ است، به مرز جنون كشيده ميشم… هيچ دكتر روانپزشكي هم نميتونه بهم كمك كنه…. از زندگي بيزار شدم…

  49. وای منم همین مشکلو دارم و به یه مورد دیگه جز صدای هورت کشیدن چای و نوشیدنی و صدای ملچ ملوچ که حساسیت نشون میدم و خیلی خیلی برام آزار دهندس در حد گریه کردن،خروپف هست.از بچگی با صدای خروپف مادربزرگم و پدرم گریه میکردم و الان با صدای خروپف همسرم بی خواب میشم و عصبی،خیلی وضعیت بدی هست…

  50. سلام راستش منم وقتى اسمه مسسوفونيا به گوشم خورد درموردش كنجكاو شدم و تحقيق كردم وفهميدم اين دقيقا مشكله منه و اين اتفاق برام وقتى ١٠ يا ١١ سالم بود افتاد و تا الان كه ١٦سالمه حتى بدتر شده بعضى وقتا واقعا كنترلمو از دست ميدم و فكرميكنم ديونه شدم و بجز صداهاى كه از دهن خارج ميشه من به حركته پاها و دستهاهم خيلى حساسم اعصابمو خيلى بهم ميريزه هيچ راهه حلى براش وجود نداره ؟

  51. منم الان متوجه شدم که این بیماری است فکر می‌کردم فقط من اینجوری که صدای ماچ ملوچ و هورت کشیدن ‌صدای خوردن چیزایی مثل هویج و خیار و انار و مخصوصا ته دیگ دیوونم میکنه ضمنا منم به بو و طعم و مزه هم خیلی حساسم اما به اندازه صداها نیست و اینقدر اذیت میشم که گاهی خودم که این چیزارو میخورم سعی می‌کنم تو تنهاییم باشه و تو مهمونیها اصلا اینارو نمیخورم منم سعی می‌کنم اگر جایی هستم که امکان دور شدن نیست خودمو سرگرم کاری کنم که اوایل نمیتونستم متمرکز بشم و صدارت نشنوم اما الان تا حدودی میتونم اینکارو انجام بدم

  52. من اوایل فقط روی صدای غذا خوردن و دماغ بالا کشیدن حساس بودم.الان چند ساله که همه صدایی اذیتم میکنه.از صدای تراشیده شدن مداد بگیر تا صدای پا و نفس کشیدن بعضی افراد و مسواک زدن و ….
    این حساسیت رفته رفته روی حرکات هم برام ایجاد شده.مثلا اگه یکی دستشو جلوی دهنش بگیره حتی اگه در حال خوردن چیزی نباشه باز من اذیت میشم.
    من همیشه سعی میکنم به یه بهونه ای تنها غذا بخورم یا از اون افراد دور باشم.ولی وقتی مثلا می بینم یکی مسواک میزنه حتی اگه ازش دور بشم و گوشامم بگیرم باز صداشو می شنوم.من همیشه هدفون باهامه اونم دوتا.اگه پیش بیاد تو تاکسی کسی بقل دستم چیزی بخوره نمی تونم جلوی گریمو بگیرم یا انقدر دندونامو رو هم فشار میدم که دیگه میخواد بریزه.
    قسمت عجیبش اینه که من یه سگ دارم و اونم موقع غذا خوردن ملچ ملوچ میکنه ولی از خوردن اون عصبی نمیشم.یعنی واقعا اینو هزار بار بررسی کردم و حتی سعی کردم دقیق بشم ولی عصبی نشدم.
    واسه همینم به این نتیجه رسیدم که شاید این قضیه با توقعی که از دیگران داریم بابت اینکه با صداهاشون آزارمون ندن ارتباط مستقیم داره.یعنی چون من فکر میکنم مامانم شاید بتونه آروم تر بخوره یا یه مدل دیگه مسواک بزنه اذیت می شم.
    البته این نتایج هم کمکی نکرده و فقط عذاب وجدانم از خودم بیشتر میشه و از خودم بیشتر بدم میاد :(

  53. وا چرا رو خودتون اسم میذارین ما اصلا هم بیمار نیستیم بنظرم صدای ملچ ملوچ دهن راه انداختن هورت کشیدن اروق زدن و خیلی چیزایی ک ازش بدمون میاد واقعا کار زشتی هست و باید شخصی ک انجام میده بخاطر احترام به بقیه این کار رو ترک کنه اصن کی بدش نمیاد والا من خودم هم میخوام غذا بخورم خیلی سعی میکنم طوری بخورم که صدای دهنم باعث اذیت بقیه نشه

  54. منم‌ب شدت روی سرو صدا حین غذا خوردن اژرافیانم حساسم تا حدی ک با داد زدن میگم درس غذا بخورین..اخه طرزغذاخوردن ک دیگه غیرارادی نیس بابا. دهنتو بعد غذا بخور..واقعا هم درمانی نداره جز اینکه کاملا سعی کنی بی اعتنا شی نسبت بهش..من چندبدن بار سر سفره ب پدرم گفتم ولی دیگه نمیشه هی بگم..سعی کردم فقط نسبت ب پدرم بی اعتنایی کنم حین غذا خوردن..

  55. خدایییی من یه برادردارم وقتی غذا میخوره میخوام برم جرش بدم ولی چیکار کنم دستم بستست ما مریض نیستیم اونا خیلی مریضا که این صدا هارو درمیارن مگه حیوونن

  56. من خیلی دارم اذیت میشم.گاهی حتی صدای نفس کشیدن و غذا خوردن خودمم منو اذیت میکنه.بعضی وقتا انقد ناراحت کنندس برام ک گریم میگیره.نمیتونم تحملش کنم.کسیو کنار خودم نمیتونم ببینم حتی صدای نفسهاشون منو اذیت میکنه.همش تو اتاقم هستم و ترجیح میدم تو جمع نباشم تا اذیت و عصبانی نشم.چیکار کنم؟کمکم کنین من احساس افسرده بودن دارم.تو جمع ها نمیتونم باشم.ب شدت این مسئله منو عصبی کرده????????

  57. من خیلی دارم اذیت میشم.گاهی حتی صدای نفس کشیدن و غذا خوردن خودمم منو اذیت میکنه.بعضی وقتا انقد ناراحت کنندس برام ک گریم میگیره.نمیتونم تحملش کنم.کسیو کنار خودم نمیتونم ببینم حتی صدای نفسهاشون منو اذیت میکنه.همش تو اتاقم هستم و ترجیح میدم تو جمع نباشم تا اذیت و عصبانی نشم.چیکار کنم؟کمکم کنین من احساس افسرده بودن دارم.تو جمع ها نمیتونم باشم.ب شدت این مسئله منو عصبی کرده????????

  58. من دقیقا مبتلا هستم… محرک اولیه از یک برخورد ایجاد شد که خیلی کوچیک بودم شاید ۶ ساله که دوستم بهم گفت من از صدا بدم میاد پیش من غذا نخور! اون موقع خیلی بهم برخورد و خودم هروقت صدای ملچ مولوچ شنیدم حس انزجار اون برخورد رو داشتم تااینکه تو ۱۸سالگی به میسوفونیا مبتلا شدم…میخوام بگم یک برخودو میت نه مشکل و عذاب ذهنی بسازه؛ که طبعاتش شامل سایرین هم بشه که ارزشش رو نداره،درمانی براش نیست فقط ملاحظه! درحدی که نامزدم خیارشور و تخمه و… خوردن رو کنار گذاشته

  59. من هم به این بیماری مبتلا هستم.پدرم باعث به وجود اومدنش شده. خیلی عصبی میشم و دقیقا طبق چیزی که گفته شد از شدت عصبانیت فکره خودکشی به سرم میزنه. متاسفانه در اطرافم هیچکس مراعات نمیکنه و من دارم بدتر و بدتر میشم. به اندازه ای که اصلا دوس ندارم درکنار خانوادم غذا بخورم و کنارشون بشینم. مشکل اینجاس که از این وسواس من اگاهی دارن ولی رعایت نمیکنن????????. در محیط بیرون هم صحنه های زیادی میبینم و باعث میشه کنترل خودمو از دست بدم. خیلی دوست دارم بی تفاوت باشم ولی هرچقدر سعی میکنم انگار داره به مرور شدید تر میشه حتی کوچیکترین صداها آزارم میده.
    میشه لطفا راهنماییم کنید و بگین چیکار کنم تا بتونم بهتر بشم؟

  60. من هم یه همچین مشکلی دارم ولی نمیدونم دقیقا تو این دسته حساب میشه یانه.من وقتی صداهای این مدلی میشنوم ( ملچ مولوچ و هورت کشیدن و اینا…) خیلی عصبی میشم و تا اخر روز هر لحظه که بهش فکر میکنم اعصابم خورد میشه و فکر میکنم باید اون لحظه به شدت واکنش نشون میدادم که طرف مقابل دست بکشه از این کار. همین چند دقیقه پیش هم به خاطر این که ظهر یکی کنارم(پدرم) هی ملچ مولوچ میکرد گریه کردم و فکر کردم که از پدرم متنفرم.
    ایا شما هم همین قدر حساس هستید؟

  61. منم از بچگی به خاطر ملچ مولوچ پدر و مادر بزرگم حساس شدم به طوری که شام ها الکی می گم رژیم دارم و غذا نمی خورم.
    از طرفی جدیدا محل کارم، یکی از همکارام هر ۵ ثانیه یک بار دماغشو می کشه بالا در حدی که سرفه اش می گیره! هندز فری جواب میده ولی تصور کنید روزی ۹ ساعت هندز فری توی گوشتون باشه ! کر می شه آدم!

  62. من مطمئنم تعداد کسایی که مشکل ما رو دارن خیلی زیادتر باشه… و انشالله تحقیقات در این زمینه بیشتر میشه.
    منم از ۱۰ سالگی از صداهای عجیبی که پدرم موقع گیر کردن غذا لای دندون هاش در میاورد تعجب میکردم و اولش میگفتم چقدر یه آدم میتونه بی فرهنگ باشه بعد از مدتی چندشم میشد و کم کم به شدت روش حساس شدم، بعد صدای فین فین دوستم سر کلاس که دائم مریض بود و از نظر شخصیتی هم باهاش مشکل داشتم متنفر شدم، بعد صدای پیس پیس موقع درس خوندن بقیه یا نماز خوندن،صدای ملچ ملوچ و هورت کشیدن، صدای نفس کشیدن و خروپف، مسواک زدن، خمیازه کشیدن،صدای لوله های آب، تلق تلوق مامانم موقع ظرف شستن و کارکردن، شستن حیاط با فشار شلنگ، تکون دادن دائم پا، گفتن کلمه اوهوم به وسیله مامانم که هر بار بیشتر از صد بار موقع تلفن حرف زدن با صدای چندشی میگه،تخمه شکستن،آدامس جویدن، صاف کردن گلو و… همه رو مخ منن.
    منو تو خونه دیوانه خطاب میکنن و دیگه تحمل این صداهارو ندارم من مطمئنم یا روزی میرسه که خونه مجردی میگیرم و از شر همه این صداهای آشغالی راحت میشم یا آخرش از دست هندزفیری و هدفون کر میشم.
    امتحانای ترم اول دانشگاه رو اصلا سر همین مسئله خراب کردم. هر چی طرفو التماس میکردم پاتو انقدر تکون نده میگفت برو بابا… خدا لعنتت کنه ایشالا درد بی درمون بگیری مثل من. من به جایی رسیدم که می بینم هندزفیری و اینا جواب نمیده فقط باید تذکر داد اگه گوش نکردن راحت یه نفرین مشتی کنیشون که دلت خنک شه
    من مشکلم فقط این نیست، خوابم هم فوق العاده سبک شده و گاهی با توهم همین صداها از خواب میپرم…
    فقط خدا میدونه چی میکشم
    هر کسی این پست رو می بینه و میزوفونیا نداره ازش تمنا میکنم وقتی کسی حساسه اذیتش نکنه چون به نفع خودتون هم هست یه دفعه دیدی یه دیوونه مثل من قاطی کرد و زد دندوناتو ریخت تو حلقت ????

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>