میسوفونیا چیست؟

میسوفونیا چیست؟

• میسوفونیا که گاهی آن را ۴S می‌نامند (Syndrome Selective Sound Sensitivity یا سندروم حساسیت صدایی انتخابی)، شرایط ناتوان‌کننده‌ای است که در آن صداهای خاص / محرک‌های بصری تکرارشونده خشم بسیار زیاد و یا نفرت را برمی‌انگیزد.
• این صداها معمولا شامل صداهای دهانی مانند جویدن یا خوردن و آشامیدن با سروصداست، اما صداها از فردی به فرد دیگر متفاوت است، و این فهرست ظاهرا با گذشت زمان طولانی‌تر و متنوع‌تر می‌شود.
• اندوه روانی که مبتلایان به این بیماری احساس می‌کنند غیرقابل تحمل بوده، ممکن است به احساس شدید گناه، انزوا، افسردگی و حتی ایدۀ خودکشی بیانجامد. انتخاب آیندۀ شغلی نیز برای مبتلایان به این بیماری به دلیل محیط‌های محرک محدود است.
• شروع میسوفونیا معمولا قبل از بلوغ جنسی بوده و بین سن ۸ تا ۱۲ سالگی اتفاق می‌افتد. تحریک اولیه اغلب توسط یک عضو نزدیک خانواده صورت می‌گیرد.
• ظاهرا مولفۀ ژنتیکی در میسوفونیا وجود دارد؛ اغلب می‌توان این مسئله را تا یک نسل قبل ردیابی کرد و داده‌ها در رابطه با شیوع آن در دوقلوها و تجدید دیدار فرزندخوانده‌ها قابل توجه است.
• مبتلایان اغلب احساس می‌کنند که در این شرایط تنها هستند و ممکن است فکر کنند دیوانه شده‌اند. احساس خجالت اغلب بر میل به صحبت درباره بیماری غلبه می کند.
• در تلاش برای غلبه بر میسوفونیا، استراتژی‌های بسیاری مانند گوش‌گیر، خوردن در تنهایی، ژنراتور تولید نویز سفید، داروهای تجویزی، مواد مخدر / الکل / خوددرمانی، هیپنوتیزم، CBT و درمان‌های دیگر مورد آزمایش قرار گرفته که موفقیت بسیار کمی داشته یا اصلا موفق نبوده‌اند.
• میسوفونیا اغلب با هیپرآکوسیس (عدم تحمل صدا)، وزوز گوش یا دیگر اختلالات شنیداری مرتبط اشتباه گرفته می‌شود. این صداها بسیار خاص، به ندرت قابل شنیدن، و نویزهای هرروزه هستند که، صرف نظر از بلندی آن، نباید دردسرساز باشند.
• متخصصین مراقبت‌های بهداشتی به افراد مبتلا به میسوفونیای بسیاری گفته‌اند که مشکل آنها روانشناختی است و اهمیت آن را نادیده گرفته‌اند، که اغلب به دلیل عدم درک و شناخت وضعیت است.
• فرضیه‌ای که در حال حاضر آن را بررسی می‌کنیم این است که میسوفونیا نوعی اختلال عصب‌شناختی است که در آن سیگنال‌های شنیداری تکرارشونده رفلکس جنگ یا گریز را برمی‌انگیزند.

54 thoughts on “میسوفونیا چیست؟

  1. من این مشکل رو دارم .قبل از بلوغ جنسی شدید بود .و همونطور که اشاره کردید این حساسیت از طرف برادر کوچکترم در من ایجاد شد و حسابی عصبیم می کرد به طوری که کنترل خودمو از دست می دادم .ولی حالا که ۳۳ سالمه می تونم خودمو کنترل کنم .اذیت می شم ولی بروز نمیدم

  2. واقعا جالب بود .
    من به طور اتفاقی کلمه ی میسوفونیا رو دیدم و بعدش متوجه شدم دقیقا تعریف مشکلیه که من دارم!منم به شدت رو صدای غذا خوردن و مسواک زدن مادرم حساسم !تقریبا از ۹ سالگیم شروع شده و تا الان که ۲۲ سالمه ادامه داره.
    اصلا هم حساسیتم کم نشده ، بلکه بیشتر هم شده.
    برای درمان باید چیکار کرد ؟پیش چه متخصصی باید بریم؟

  3. من هم این مساله رو با صدای غذا خوردن پدرم داشتم و بعد از اون تو خوابگاه دانشجویی با غذا خوردن دوستم خیلی اذیت میشدم تا حدی که گریه ام میگرف، الان ولی دیگه اون مساله رو ندارم به نظرم یه مدت دور زندگی کنین ازشون تو درمان خیلی کمکمتون میکنه من که حس میکنم دور بودن یه مدت طویل از کسایی که با صدا غذا ميخوردن تو بهبودم کمک کرد

  4. بعضی اوقات که پدرم شروع به غذا خوردن می کنه و صدای خوردن غذاش تو مخم میپیچه من اونقدر عصبی میشم که میخوام کلمو بکوبم به دیوار,به خاطر همین واسه چند دقیقه از خونه میرم بیرون تا اون صداهارو نشنوم.شاید من به غیر از این مورد سر مسایل ناموسی اینجوری عصبانی بشم.

  5. سلام, منم این مشکل رو دارم اما برخلاف توضیحاتتون من چند ماه هست که به این مسأله برخوردم در حدی که گاهی اوقات واقعا کنترل خشمم برام سخت میشه, میخوام بدونم وقتی از بچگی این مشکل رو نداشتم بازم این اختلال رو دارم یا مشکلم چیز دیگه ای هست میشه کمکم کنید؟

    1. از آن جایی که تحقیقات صورت گرفته خیلی کم هست ممکنه از سنین بالاتر هم شروع بشه و محدودیت شروع سن نداشته باشه. اما پیشنهادمون به همه دوستان اینه که قبل از هر چیزی بررسی کامل پزشکی انجام بدهند شاید علایمشون ناشی از بیماری قابل درمانی باشه.

  6. بعضی اوقات اونقدر دیوونه میشم که دوس دارم به طرفی که داره غذا میخوره فش بدم یا حداقل بتونم خفش کنم بعضی اوقات احساس میکنم بقیه هم صدای غذا خوردن منو میشنون و آزارشون میده برا همین راحت نمیتونم غذا بخورم چون صدای غذا خوردن خودم خودمو دیوونه میکنه خواهش میکنم اگ راهی هس بگین

    1. تنها راهی که به نظر میاد موقعی که مجبوریم در کنار بقیه غذا بخوریم به کارمون بیاد استفاده از وایت نویز هست که با هدفون گوش بدین. معمولا صداهای صحبت بقیه شنیده می شه اما صدای خوردن خیلی کمتر.

  7. آقا خدا خیرتون بده حداقل فهمیدیم مشکلمون واقعا چیه! من علاوه بر همه مشکلاتی که دوستان و خودتون تو متن گفتین، ی سری بو هم رو اعصابمه که سخت میتونم ب دیگران ثابت کنم این بو داره میاد حتی! داغون شدیم رفت…

    1. من تو مرحله بعد به بو حساس شدم! طوری که بقیه خیال میکنن ادا در میارم. از طرف دیگه یه بوهایی هست که برام حالت تهوع شدید ایجاد میکنه… شما هم همینطور هستید؟

  8. سلام. من همین امروز فهمیدم اسم این مشکل میسوفونیا هست و فکر نمیکردم به جز خودم افراد زیاد دیگه ای اینجور باشن. از پنج شش سالگی اینطور بودم. الان ۲۴ سالمه و هنوزم این مشکل رو دارم.بیشتر از صدای آدامس جویدن بدم میاد جوری که اگه چند دقیقه به صدای آدامس جویدن یا ملچ ملوچ دهن کسی گوش بدم، چنان زجر میکشم که دیگه احساس میکنم دیوونه شدم و دوست دارم سرم رو به همه جا بکوبم.البته اکثر مواقع از گوشی موبایل و هدست برای آهنگ گوش دادن تو این مواقع استفاده میکنم تا دیگه اینجور صداها رو نشنوم. به نظرم بهترین راه حل همینه.

  9. من هم یه جورایی این مشکلو دارم،،از بچگی از شنیدن صدای فین فینه دماغ و ملچ مولوچه دهان خیلی عصبی میشدم و میشم،،،ولی به نکته خیلی توجه کردم این کار از طرف اونایی که دوسشون دارم و منو ناراحت نکردن کمتر منو عصبی میکنه،، هیچ وقت فکر نمیکردم این یه مشکله،،الان همه میدونن من بدم میاد از سر و صدای دهان،،،مامانم وقتی سبزی یا خیار میخوره دوس دارم گوشامو بگیرم و فرار کنم،،،همین الان اسم این بیماریو دیدم،،،یه راه حل کوچیک بهمون بگید لطفاً

  10. سلام منم الان یه سالی میشه که به این بیماری مبتلا شدم .ولی درست از روزی که فهمیدم تا الان حساسیت هام نسبت به همه بیشتر شده و واقعا هم تا مرز دیوونگی پیش رفتم .ولی نمیدونم چیکار کنم

    1. وااای من خیلی بخاطر این مشکلم اذیت میشم
      بخاطر اینکه طرفمو ناراحت نکنم خود خوری میکنم. گاهی وقتا شده ک موهامو میکشم…یا ی کشیده میزنم ب خودم که بسه دیگه انقد ب صداها حساس نشووووووو

    2. سلام منم اين مشكلو دارم بيشتر أوقات تنها تو اتاق غذا ميخورم چون سره ميز حالت شكنجه داره واسم،اما صداى دهن كسى كه دوس دارمو ميتونم تحمل كنم اما بازم تذكر ميدم كه اروم بخور ملچ ملوچ نكن

  11. من همین دیشب فهمیدم که همچین مشکلی میتونه وجود داشته باشه! هیچوقت تا حالا بهش جدی فکر نکرده بودم. همیشه سر سری میگرفتمش. البته من با صدای غذا خوردن خیلی مشکل ندارم. مشکلم بیشتر با صدای قاشق و چنگال که با ظرف برخورد دارن هست. حتی صدای قاشق چنگال خودم! به حدی که از خوردن منصرف میشم کلن. یکی دیگه صدا و حرف هایی که دائمن تکرار بشن. تو اینجور مواقع(هر دو مورد) گوشم سوت میکشه و سرم درد میگیره. خیلی اذیت کننده و آزار دهنده است واقعن. خیلی سال هم هست که این مشکل رو دارم. ولی اصلن یادم نیس که از کی شروع شده و چرا!

  12. لطفا پاسخ دهید. وای!خیلی خوشحالم که آدمهایی مثل خودم پیدا کردم که درکم میکنن. قبلن فکر می کردم تنها وفقط من این مشکلو دارم. من از نه سالگی اینطوری شدم و الان ۱۴ سالمه در تمام این سالها زندگی واسم جهنم بود حتی گاهی دلم میخواست بمیرم. همیشه باخودم میگم چرا بین ۷میلیارد آدم من باید اینجوری باشم چرا یه آدم عادی نیستم. تمام دنیا و زندگیم یک وسیله است که رو گوشم میزارم تا صدا نشنوم تاحالا با اون تحمل کردم ولی امروز مامانم پاش رفت روش و اون شکست…:-( به نظرتون باید برم پیش روان پزشک یا روان شناس. لطفا برام دعا کنید.

    1. سلام دوست عزیزم
      شما تنها نیستی ماها بیشترمون از سن کم دچار این بیماری شدیم. برای تخفیف بیماریتون هم روانپزشک و هم روانشناس برید ولی مطالبی که با این بیماری آشناشون کنه رو همراه داشته باشید

  13. منم همين مشكل رو دارم با صداي غذا خوردن پدرم حتا فك ميكنم از پدرم سر همين موضوع متنفرم اين مسله ازارم ميده.حتا دارم فيلم مورد علاقمو ميبينم اين صدا رو بشنوم با عصبانيت ميرم تو اتاقم يا با پدرم دعوام ميشه.حتا دارم اين مشكلو ميخونم و حتا در موردش حرف ميزنيم صداها انگار تو گوشمه و عصبي شدم .فك كنم ديگه تهه تهشم من.دوري هم بي فايدس بازم اوضام همينه و بدتر بدتر شدم با اينكه عاشق خانواده ام هستم اما عصبي ميشم خيلي بد.ديگه خستم

  14. امشب برای اولین بار خواهرم با شنیدن علائم این بیماری متوجه شد که من دچاره این مشکلم. و از دورانه ابتداییم این مشکل با صدایی که از دهنه خواهرم نیشنیدم شروع شد ولی تا الان که ۲۶سالمه اصن کم نشد بلکه حساس ترم طوری که اگه بشنوم از شدت عصبی شدن دوس دارم داد بزنم. خیلی دوس دارم خودمو کنترل کنم ولی اصلا نمیشه. کاش راه حلی پیدا بشه….

  15. من پنج ساله که دچار این مشکل هستم…بسیار خوشحالم که کاملا اتفاقی با این سایت رو به رو شدم و مشکلمو پیدا کردم و فهمیدم این یه بیماریه و وقتی دیدگاها رو خوندم متوجه شدم خیلی شباهت دارم بهشون … پنج شش سال سختیو گذروندم

  16. منم از بچگی این مشکل رو داشتم جوری که باعث شد عصبی بار بیام ولی انقدر بهشون حرف زدم خیلی رعایت میکنن جلوی من ولی از غذا خوردن مامانم طفلی متنفرم حتی اگه صدایی نده تو ذهنم صداشو میشنوم الان که ازدواج کردم شوهرم عصبیم میکنه مخصوصا که چایی رو خورررت میکشه با اینکه عاشقشم دوست دارم خفش کنم کاش درمان میشد خیلی عصبی شدم بخاطر این مسئله و از همه بدتر که من هم گوشام خیلی بی نهایت تیزه و هم بویاییم بی نهایت قوی من فکر میکردم بخاطر ایناست که خیلی از غذاه خوردنشون عصبی میشم کاش یه راه درمانی بود خیلی خودمو واطرافیانمو عذاب دادم …

  17. من ۱۶ سالمه و از وقتی یادمه اینجوری هستم، وقتی صدای دهن یکیو میشنوم یه دیوونه ی واقعی میشم و دوست دارم یه لحظه همه بمیرن ???? تازگیا شدتش خیلی زیاد شده و واقعا دارم اذیت میشم

  18. من ۱۶ سالمه و از وقتی یادمه اینجوری هستم، وقتی صدای دهن یکیو میشنوم یه دیوونه ی واقعی میشم و دوست دارم یه لحظه همه بمیرن ???? تازگیا شدتش خیلی زیاد شده و واقعا دارم اذیت میشم

  19. سلام به همه
    منم همینطوریم????
    بابا ومامانم خیلی ملچ مولوچ میکنن وقت غذا بخاطر همین نمیتونم باهاشون یجا غذابخورم
    مادرشوهرم هم همینطوره و موقع غذا صدا داره
    بدتراینکه مادربزرگ شوهرم که خیلی پیره سر سفره آروغهای کشداری میزنه که میخام بالا بیارم همونجا
    عروس خانوادم مجبورم نفس عمیق بکشم وتحمل کنم دارم دیوووووونه میشم

  20. منم این مشکل رو دارم و دارم دیوونه میشم چند بار به سرم زد خودکشی کنم ولی…
    دارم نابود میشم خانواده و اطرافیانم هیچ درکی از این موضوع ندارن هزار بار براشون توضیح دادم این یه بیماریه و اینکه به این صداها حساسم دست خودم نیست ولی مگه گوش میدن

    چند بار بهشون گفتم منو به مدت بفرستید یه جایی تنها دوراز ادما و چیزای رومخ اما بازم گوش نمیدن از صبح تاشب هندزفری تو گوشمه اخرشب وقتی درش میارم گوشام تیر میکشه موقع خوابه هم گوشامو میگیرم و میخوابم یکی بگه راهی برای درمانش نیست؟ کمک کنید ????

    1. نه متاسفانه… همون طور که به دوستان دیگه هم گفتم مراجعه به روانپزشک و استفاده از بعضی آرامبخش ها زیر نظر پزشک ممکنه در تخفیف علائم کمک کننده باشه برای من پرگابالین و کلیدنیوم سی تا حدی موثر بود

    1. در حد بررسی های من (نه تجربه) هنوز درمانی برای این بیماری وجود نداره. در بعضی افراد الکل علائمشون رو فقط در زمان مصرف به صورت موقت تخفیف میده یعنی صدای محرک شنیده می شه ولی شدت آزار دهندیگیش کم می شه با توجه به موقت بودنش و این که ما در طول روز بارها با این صداهای محرک مواجهیم به نظر منطقی نمیاد از این راهکار استفاده کنیم و گرفتار مشکل خیلی بزرگتری بشیم که اعتیاد به الکل هست. تجربیات افرادی که خوندم هم نشون میده وقتی خواستند الکل رو ترک کنند علائمشون به شدت زیاد شده. به نظر می رسه اثر الکل روی میسوفونیا کم کردن شدت اضطراب باشه و بعد مدتی با پیشرفت بیماری و کم شدن اثر الکل شخص مجبور شه میزان مصرف رو بالاتر ببره و قسمت های دیگه جسمش هم تخریب بشه. برای پایین اومدن میزان اضطراب مبتلایان راه های بهتری هم دارند مثلا بعضی از داروهای SSRI سود می برند (زیر نظر روانپزشک) یا روان درمانی زیر نظر روانشناس. در مورد هیپنوتیزم هم گویا اثر موقت داره حتی یک نفر نوشته بود یک مدت علائمش بهتر شده بود اما بعد شدیدتر شد البته چون تحقیق علمی نبود قابل اعتماد نیست شاید بد نباشه یکی دو نفرمون هیپنوتیزم رو هم تجربه کنیم

  21. منم اين مشكل رو دارم وقتى بابام غذا ميخوره انقد صداى دهنش اذيتم ميكنه كه فقد ميخوام فرار كنم دره أتاقو محكم ميكوبم و آهنگ گوش ميدم،البته صداى دهن كسى كه دوسش دارم كمتر اذيتم ميكنه نميدونم چرا ولى كمتره!تو مترو هم هميشه جامو عوض ميكنم چون همه به خصوص زنا خيلى بد آدامس ميجوند،من بيشتر اوقات تو اتاق تنهايى غذا ميخورم چون سره ميز حالت شكنجه داره واسم

  22. من به این بیماری مبتلا هستم و حدود یک سال و نیم پیش کاملا اتفاقی متوجه شدم که این حالت هایی که دارم واقعا یک اختلال هست. قبل از اون بابت احساس خشم و پرخاشگری‌هام احساس گناه می‌کردم. اما از زمانی که در مورد این بیماری مطالعه کردم و برای خانواده و دوستام توضیح دادم، الان به محض این که صدایی آزارم میده بهشون اطلاع میدم و خوشبختانه با حمایت اطرافیانم همراه بوده.

    اولین علائمی که ازین بیماری توی خودم به یاد دارم مربوط به ۷ یا ۸ سالگیم میشه. الان ۲۳ سالم هست.

    اکثر محرک‌های من صدا‌هایی هستند که منبع انسانی دارند. حتی فرکانس‌های خاصی از صدای صحبت کردن بعضی افراد هم میتونه من رو اذیت کنه. من احساس می کنم فرکانس صدای محرک‌ها بیشتر از هر چیزی در تاثیر اونها دخیله.

    باید اطلاع رسانی گسترده ای در زمینه این بیماری صورت بگیره. خیلی خوشحالم که یک سایت فارسی زبان هم برای این بیماری راه اندازی شده.

  23. وااااای توروقراان کمکم کنید خسته شدم ..من الان ۲۰سالمه دقیقن خودم میدونم بعد از نقل مکان ب ی شهر دیگه اینجوری شدم اوا مادرم بعد پدرم الانم خواهر برادرم میترسم ب نامزدمم کشیده بشه ..از صدای دهان هنگام غذا خوردن و مخصووووصا خمیازه کشیدن متنفرم معدم عفونت کرده تپش قلب گرفتم ..از بس هنذفری تو گوشمه خسسسته شدم سر میز هم هنذفری تو گوشمه مطالب شما رو واس مادرم میگم میگه همتون دیوونه این از کل جمعای خانوادگی بیزارم گوشه گیرم..کمکم کنید خیلی خاسم با تلقین و حرف زدن با خودم درمانش کنم نشد بخدا نشد

  24. سلام تشکر بابت مطلب مفیدتون. منم این مشکلو دارم. الان اسمشو متوجه شدم.کاری نمیشه کرد. باید باهاش ساخت. بالای ده ساله که باعث شده گوشه گیر بشم و تنهایی غذا بخورم. بازم تشکر

  25. سلام من حدود ۲۰ ساله این بیماری رو دارم و متاسفانه سال به سال دارم بدتر میشم . هر راهی رو فک کنید تست کردم ولی درمان نمیشه. جدیدا صدای موتور و حرف زدن با تلفن و … هم بهش اضافه شده.

  26. سلام
    منم این مشکل رو دارم و بیشتر روی صدای ملچ ملوچ و پیس پیس و نفرت شدید و عجیبی به خمیازه دارم طوری که دوست دارم طرفو بگیرم خفه کنم.

  27. سلام
    متاسفانه من هم باين مشكل دارم زندگي ميكنم. چيزي ك منو بيشتر آزار ميده صداي خيار يا هويج خوردن و تخمه شكستن و صداي ملچ ملوچ كردن و بدترازهمه صداي تايپ كردن با صفحه كليد كامپيوتر هست طوري ك ميخوام اونلحظه تا سرحد مرگ طرف رو بزنم و له كنم. سركار همكارم عادت داره صبح زود ك مياد اول نامه هاش رو تايپ كنه دووس دارم اون لحظه دستاش رو خورد كنم يا يكي ديگه از همكارا ك عادت داره با خودكار رو ميزبزنه. خداروشكر اسلحه همرام نيس والا تا حالا صدتا رو نفله كرده بودم. شلوغي باعث گم شدن صداهاي آزاردهنده ميشه و الكل و موادمخدر سطح توجه و تمركزت رو مياره پايين ك باعث واكنش كمتري از طرف سيستم عصبي ميشن! خلاصه ك خيلي ناجوره وقتي در ايكي ثانيه حس خشم و تنفر مياد سراغت و آمپر ميچسبوني و مجبوري درحالي ك نفست بند اومده خودت رو كنترل كني! من تا الان فك ميكردم بخاطر اعصاب ضعيفمه ولي نه مثه اينكه خر مااز كره گي دم نداشته! اما تجربه شخصي من نشون داده شاد بودن و دور شدن از عوامل ايجاد كننده صدا بهترين راه كنترله و سعي كنين تو اينجور مواقع هواستون رو پرت كنين و توجه’تون رو ب چيزاي ديگه جلب كنين!

    1. سلام ممنون که تجربه تون رو نوشتید. متاسفانه الکل و مواد مخدر ضررش بیشتر از سودشه. دردسر می شه چند تا. در مورد آخر باهاتون موافقم وقتی آرامش بیشتری باشه کمتر از صداها آزار می بینیم و بهترین راه دوری از این محرک هاست وقتی امکانش باشه

    2. سلام دوستان عزیزم
      من هم امروز متوجه شدم که این حساسیت من یه بیماری هستش.
      ولی به نظر من اونایی که صدا رو تولید میکنن بیمارتر هستن
      وقتی جلوی بعضی صداها رو میشه گرفت هیچ مراقبتی از رفتارهاشون ندارن
      پس عصبانیت ما یه چیز طبیعیه

  28. منم ۱۰ ساله همه این مشکلاتو دارم.برای من خیلی شدید بود انقدر که حتی همسرمو نتونستم تحمل کنم و ازش جدا شدم.الان خیلی میترسم که دوباره ازدواج کنم.میترسم همون اتفاقا پیش بیاد.انقدر واسه من شدیده که همش تنها میخوابم تو یه اتاق و تنها غذا میخورم.همیشه یا گوشامو میبندم یا آهنگ گوش میکنم با هندزفری با صدای بلند.تروخدا اگه درمانی داره بگین منم دوس دارم مثل بقیه آدما زندگی کنم خسته شدم از این مریضی لعنتی????????????الانکه اینجا دیدم مثل من هستن کسایی خیلی دلم آروم گرفت آخه فکر میکردم تو دنیا تنها من اینجوری ام.خیلی سخته خیلی????????????

  29. سلام منم این مشکلو دارم خیلیم شدید حتی بعضی وقتا یکی دستاشو بهم میماله از صدای سابیده شدنش حالم بد میشه بعَی وقتا انقدر عصبی میشم ک بدنم میلرزه
    امیدوارم یه راه حل خوب برای معالجه پیدابشه

  30. من هم اين مشكل رو هنوز هم دارم و از صداي غذا خوردن و تخمه خوردن پدرم به شدت اذيت ميشدم كه حيلي بد از كوره در ميرفتم ولي الان عادت دارم با آهنگ و نشنيدن اين صداها خودمو آروم نگه دارم و حواس خودمو پرت كنم كه واقعا راحت هم نيست اما بهتر از عصبي شدنه!!

  31. سلام. من تقريبا از سن ۱۰ سالگي با اين موضوع در گيرم تا الان كه ۳۵ سالمه و ديگه حس جنون دارم، تنهاي تنهام چون تحمل ديکران برام عذاب آوره. مشكل اساسي من سر كارمه كه نمي تونم از محيط فرار كنم و اين داره منو به مرز جنون مي رسونه. تورو خدا يه درماني بهم پيشنهاد بدين

      1. معمولا زمانی این صداها اذیتتون میکنه که گوشتون فقط این صداها رو میشنوه وبه صداهای دیگه واکنشی نداره،راهش اینه که یه مقدار حساسیتتونو کم کنید،واز اونجا کمی فاصله بگیرید وذهنتونو مشغول چیزه دیگه ای بکنید ولی منکه نتونستم این مشگلو حل کنم مسافرت خارج از کشور میرم، صدای امواج آب وباد ساحلی تا مدتی ارومتون میکنه، اگرم تونستید یه خونه جدا بگیرید چون من الان ۳۵سالمه وهنوز هیچ راهی غیر از موارد بالا براش پیدا نکردم

  32. سلام ..من تا الان فك ميكردم منم ك ب اين همه صدا حساسم ولي الان ك خوندم خيالم راحت شد ..وقتي اين صداهارو ميشنوم ب حدي عصباني ميشم ك اگه جلوي خودمو نگيرم ممكنه بزنم يكيو بكشم .
    صداي ساعت،ساييدن دست ب هم يا فرش، صداهاي ارومي ك قطع و وصل شه،ملچ مولوچ،هورت كشيدن همشون باعث عذابمه ..بهترين راه اينه ك تو شلوغي باشيم و غير اون صداها صداي ديگه ام باشه

  33. وایی چقدر خوب که فهمیدم تو این بیماری تنها نیستم
    من خیلی اذیت میشم مخصوصا با صدا عطسه ی خواهرم متاسفانه اونم حساسیت داره و روزی حداقل ۱۲ تا عطسه به طور نرمال میکنه منو خواهرم اتاقمون مشترکه و شبا وقتی میخوام بخوابم اون عطسه میکنه و اعصابم کاملا بهم میریزه و من اصلا نمیتونم بخوابم یه چیز دیگه که خیلی منو زجر میده تو مدرسه خصوصا زمستونا وقتی امتحان دارم و بچه ها شروع به فین و فین میکنن اصلا نمیتونم تمرکز کنم و دلم میخواد بمیرمممم سر سفره ی غذا هیچ وقت با پدر و مادرم غذا نمیخورم اما امان از وقتی که میریم مهمونی اونام سالاد کلم میارن سر سفره یعنی حاظرم بمیرم ولی اون لحظه اونجا نباشم
    دوستان اگه راه حلی برای این مشکل دارین لطفا منو راهنمایی کنید زندگیم خیلی زجر اور شده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>