سخنی با دوستان و خانواده

سخنی با دوستان و خانواده

یکی از سخت‌ترین چیزهایی که خانواده و دوستان فرد مبتلا به میسوفونیا باید بپذیرند این است که می‌بینند عزیز آن‌ها با رفتاری که دوست یا عضوی از خانواده انجام می‌دهد و، اگر بی‌طرفانه قضاوت کنیم، اصولا هم رفتاری عادی است کاملا به “حالت وحشت” رسیده، اما اگر شخص دیگری همان صدا را ایجاد کند یا همان کار را انجام دهد فرد مبتلا ککش هم نمی‌گزد. لطفا سعی کنید و درک کنید “استاندارد دوگانه”ای که در این دو واکنش نهان است یکی از نشانه‌های استاندارد میسوفونیاست. بسیاری از مبتلایان به میسوفونیا، در غیاب شواهدی از علوم سخت، معتقدند که این بیماری در مغز و اعصاب معیوب ریشه دارد. اما به روشنی جزء عاطفی هم در این واکنش وجود دارد – البته به این معنی نیست که تحت کنترل فرد مبتلاست. این امر را به روشنی می‌توان در موقعیتی مشاهده کرد که فرد مبتلا تصور می کند شخص آشنایی صدای محرک را ایجاد کرده، اما وقتی فرد متوجه می شود که درواقع صدا توسط فرد دیگری ایجاد شده است، واکنش خشم / وحشت وی در کسری از ثانیه تقریبا به صفر می‌رسد. درک این چیزها برای فردی که دچار این وضعیت نیست واقعا سخت است. اما خود مبتلایان به میزوفونیا هم برای درک این مسئله مشکل دارند!

23 thoughts on “سخنی با دوستان و خانواده

    1. همون طور که نوشته جز عاطفی هم وجود داره. تحقیقات کاملی انجام نشده اما شاید بخش عاطفی مغز با قسمتی که باعث انزجار ما به صدا می شه رابطه ای داشته باشه و یا کلا ریشه روانی داشته باشه(نظر شخصی). البته در حالات شدیدتر که قرار نیست همه به اون حالت برسند صدای غریبه ها هم آزار دهنده می شه.

  1. کاملا درسته من۱۸سال دارم و از ۷-۸-سالگی نسبت به صدای دهان اطرافیان حساسیت بدی داشتم و عذاب میکشم. من بیشتر به صدای دهان خواهرم حساسیت دارم و متاسفانه تا به حال نتوانستم راهی برای درمان خود پیدا کنم

  2. من دچار میسوفونیا گرید ۹ هستم و حساسیتم به ادامس جویدن اطافیان و صدای فس فس پدرم هست.
    این دو عامل محرک باعت میشه که توی کسری از ثانیه به حد جنون میرسم.
    هیچکس هم درک نمیکنه و همه منو بخاطر این موضوع سرزنش میکنن.

  3. واقعا؟!؟!این خبراست…؟!؟!؟!یکی از دوستام ک تازه باهاش اشنا شدم این مشکلو داره میگفت از این صدا بدم میاد باور نمیکردم!!!!!!انشالله ی روش درمان دارویی پیدا میکنند….

  4. من هم تقريبا از كودمي الدايم بيماري رنج فراواني ديدم چون گاهي أفراد درمقابل لج بازي كرده و صداي بيشتري ايجاد مي كنند و من دو بد غذا خوردي يا همان غذا خوردم با صدا بسيار حساس هستم و براي مقابله تا كنون كاري نتونستم بكنم

  5. من هم تقريبا از كودكي از اين بيماري رنج فراواني ديدم چون گاهي أفراد درمقابل لج بازي كرده و صداي بيشتري ايجاد مي كنند و من دو بد غذا خوردم يا همان غذا خوردن با صدا بسيار حساس هستم و براي مقابله تا كنون كاري نتونستم بكنم و وقتي مطالعه مي كنم صداها آزارم مي ده و تأثير پذيريم از صدا به حدي است كه شايد از خواب شيرين هم بيدارم كند

  6. سلام، منم نسبت به صداهای تولیدی غذا خوردن و تنفس حساسم، خیلی هم زیاد و تا همین چند وقت اطلاعی نداشتم که این مشکل اصلا اسمش چیه و فقط فکر میکردم زیادی حساسم!!! حالاانشاالله در مورد بیشتر مطالعه می کنم و روش های درمانی اش رو امتحان می کنم

    1. منم… اصلا فرقی نمی کنه کی آدامس بخوره. من در ۱ ثانیه از اون آدم متنفر می شم ولی وقتی نمی خوره دوباره عادی می شم باهاش
      شما ها هم سردرد می گیرید؟

  7. سلام ، من یه مورد محدودتر هستم، یعنی این حساسیتا علاوه بر اینکه نسبت به نزدیکانم شدیده ، نسبت به پدر و برادرم شدیدتره و نسبت به پدرم شدبیییدترین حد ممکنه در حد اینکه هرروز یه آسیب کوچیک به خودم یا یه شیئی واسه آروم شدن میرسونم و تا چند دقیقه مدام توی سرم تکرار میشه و… فک میکنم یه دلیلی توی ضمیر ناخوداگاه داشته باشه ، مثلا من سالها کابوس میدیدم بابام میخواد بم تجاوز کنه و از هرچیزی که مربوط به بدنش باشه وحشت دارم…. واسه همینم صداش به جنون وااااقعی میرسوندم… و کلن نسبت به صدای مردها وحشت دارم

  8. من همین امروز با اسم این بیماری اشنا شدم و تا امروز فکر میکردم من تنها هستم .
    واسه کسایی که این بیماری رو ندارن توضیح میدم که فردی که این بیماری رو داره رو بعضی صدا ها که از نظر اکثریت افراد عادی ، مشکلی نداره حساس میشن مثلا من خودم رو صدای دهان این حس وحشتناک رو دارم و این حساسیت و ناراحتی تو لحظه ای کوتاه به یک احساس خشم شدید و نفرت از اون فرد تبدیل میشه و دقیقا هم درسته که مبتلایان نسبت به نزدیکان حساس ترن و من هم همینطورم
    خلاصه بیماریه نااشنایه خیلی ازاردهنده ایه
    و امیدوارم راه حل درستی براش پیدا بشه

  9. نمسدونستم انقدر همدرد دارم!
    حساسیت به صدا در من از دوران نوجوانی شروعد، امروز عصر وقتی ازصدای غذا خوردن برادرم دیوانه شده بودم با خودم گفتم اصلا مریضه بیماره… نمیدونستم خودم مشکل دارم

  10. منم این مشکلو دارم و همیشه هم سرزنش شدم که این مشکل توعه و به ما ربطی نداره!! عادت کن . خوشحالم که الان میدونم تنها نیستم و نه تنها مشکل من بلکه یکسری دیگه هم درکم میکنن امید وارم هر چه زود تر یه راه حلی هم پیدا بشه

  11. من امروز اتفاقی فهمیدم که این یه بیماری هست که دارم. باورم نمیشه. میخوام گریه کنم????????????
    از بچگی اینجوری بودم، حتی یادم نیست از چند سالگی، از وقتی یادمه زجرم داده ????????????

پاسخ دادن به مینا لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>